کشکولک من

یک نکته از هزاران: نکته نکته هایی از این طرف و آن طرف

یک نکته از هزاران: نکته نکته هایی از این طرف و آن طرف

هر اولی را پایانی است
مهم این است که چگونه آغازت را به پایان برسانی
اگر با هوالاول و الاخر ،در ظاهر و باطنت همراه باشی
امید عاقبت به خیری در تو میباشد
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
بحق محمد و آله الطاهرین

این یک کُشَیکَل میباشد (یعنی مُصغَّر کشکول یا تو بگو همان کشکولک)
یکی از سنت های علمای گذشته ما نوشتن کشکول بوده است
که شاید معروفترین آن ها کشکول جناب شیخ بهایی علیه الرحمه است
در کشکول بیشتر سخنان و نکات زیبایی که از این طرف و آن طرف به دست می آمده نوشته می شده است
و کمتر در آن ها نوشته های خود صاحب کشکول وجود دارد
در این کشکولک هم سعی بر آن است که نوشته های بنده حتی الامکان وجود نداشته باشد
و نوشته های خود را در وبلاگی دیگر بارگذاری خواهم کرد

مرحوم آیت الحق، حاج شیخ حسن مولوی قندهاری که عالمی مهذّب و از اساتید بزرگ اخلاق و دائم در حال مراقبه و توجه بود، ضمن توصیه‌ های معنوی خود، سفارش می‌ کرد که:

 یکی از چهارده معصوم علیهم السلام، به‌ ویژه حضرت بقیة ‌الله عجل الله تعالی فرجه را در اعمال عبادی شریک کنید.


برای فهم بهتر این مطلب، ذکر این داستان خالی از فایده نیست:
  سلطانی برای شکار به صحرا رفت و به دجله رسید. مرد فقیری را دید که خسته و ناامید، کنار تور ماهی‌ گیری خود نشسته است. از او تفقد کرد و پیرمرد در جواب گفت: «از صبح هر چه تور انداختم، حتی یک ماهی هم در تور من نیامد».
سلطان به ذکاوت دریافت که روزنه رزق او تنگ است و بهره‌ای ندارد. به او گفت: «ضرری ندارد. یک تور هم به شراکت بینداز؛ هر چه صید کردی، با هم نصف می‌کنیم».
پیرمرد برخاست توری به شراکت انداخت. تور، پر از ماهی شد و پیرمرد بسیار خوشحال گردید. پادشاه گفت: «اکنون نیمی از صید، از آن من است و نیمی از آن تو». پیرمرد پذیرفت؛ اما سلطان گفت: «من نیمه خود را به تو بخشیدم. همه ماهی از آن تو باشد». پیرمرد خوشحال شد و با دستی پر به منزل رفت. فردا دو مأمور آمدند و مرد را به حضور سلطان بردند. چشم پیرمرد که به سلطان افتاد، او را شناخت و گمان کرد برای نیمه صید، او را احضار کرده‌اند. بلافاصله گفت: «قربان! ماهی‌های شما حاضر است». سلطان گفت: «ای مرد! ما دیروز با هم شریک شدیم. با اینکه من نیمه صید خود را به تو بخشیدم، دیشب به خود می‌ گفتم که شریک سلطان باید وضع و روزی بهتر از این یابد. حال که ما را در کار شریک کردی و شریک سلطان شدی، باید زندگی بهتری داشته باشی». سلطان دستور داد وسائل آسایش زندگی به او بخشیدند و شاد و مسرور مرخص شد.

با توجه به این داستان، کرم و عنایت حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه کمتر از سلاطین ظاهری نیست؛ لذا اگر در عمل و عبادتی شریک باشند، جزای نیکو و بسیار خواهند داد.

پ.ن:

این مطلب از سخنان یکی از اساتید بزرگوار اخلاق است که از شاگردان مرحوم آیت الله بهجت ، مرحوم آیت الله کشمیری و ... بوده اند


نظرات  (۶)

۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۱ سربازکوچولو ...

سلام.خداقوت

خیلی جالب بود.

چقدر خوب میشه اگه امام زمانمون رو در تمام کارهای خوبمون شریک کنیم...

موفق باشید ان شاالله.

یاعلی

پاسخ:
وعلیکم السلام
ممنون
ان شاء الله بتونیم ....

یاعلی
۰۵ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۱۹ در مسلخ عشق
سلام علیکم؛ چه جالب. از این منظر هیچ وقت توجه نکرده بودم. تشکر
پاسخ:
وعلیکم السلام
ممنون
خیلی خوب بود
بسیار عالی
با اجازه این مطلب شما لینک شد
پاسخ:
ممنون
لطف کردید
۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۱۶ سیّد محمّد جعاوله
خوب بود
۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۰۷ ....مسعود ....
خوبه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">