کشکولک من

یک نکته از هزاران: نکته نکته هایی از این طرف و آن طرف

یک نکته از هزاران: نکته نکته هایی از این طرف و آن طرف

کشکولک من

هر اولی را پایانی است
مهم این است که چگونه آغازت را به پایان برسانی
اگر با هوالاول و الاخر ،در ظاهر و باطنت همراه باشی
امید عاقبت به خیری در تو میباشد
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
بحق محمد و آله الطاهرین

این یک کُشَیکَل میباشد (یعنی مُصغَّر کشکول یا تو بگو همان کشکولک)
یکی از سنت های علمای گذشته ما نوشتن کشکول بوده است
که شاید معروفترین آن ها کشکول جناب شیخ بهایی علیه الرحمه است
در کشکول بیشتر سخنان و نکات زیبایی که از این طرف و آن طرف به دست می آمده نوشته می شده است
و کمتر در آن ها نوشته های خود صاحب کشکول وجود دارد
در این کشکولک هم سعی بر آن است که نوشته های بنده حتی الامکان وجود نداشته باشد
و نوشته های خود را در وبلاگی دیگر بارگذاری خواهم کرد

۵۵ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

چند روز پیش برای اولین بار با خانواده رفتیم باغ پرندگان

(حالا بگذریم از این که آخه چه معنایی داره ی اصفهانی بره باغ پرندگان ؟!!! خخخ)


ولی از اول که چشمم به این پرنده های رنگارنگ افتاد مدام این بیت حافظ تو ذهنم بود و ورد زبونم:

این همه عکس می و نقش نگارین که نمود

یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد

این غزل بسیار نابه ...

خداوند فهم اینگونه معارف را روزیمون کنه

رزقنا الله و ایاکم


خوشه چین

خیال کن که غزالم بیا و ضامن من شو ....



دریافت

پ.ن:
1- چند بار برای این پست مطلب نوشتم و پاک کردم
به این نتیجه رسیدم که فقط گوش کنید و من حرف اضافه نزنم

2- دعا کنید روزی مون بشه بریم به پابوس

خیلی دلمون تنگه

خوشه چین


پ.ن:

1- زبان حال این روزهای منه

2-خط زشت بنده اس

خوشه چین

خوب و بد حیات دو روزی نبود بیش

و آن هم کلیم با تو بگویم چه سان گذشت؟

یک روز صرف بستن دل شد به این و آن

روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت


پ.ن :

متاسفانه حال خیلی از افراد تو این زمانه همین است

که در بین بلاگرها هم زیاد دیده میشه


مطلب مرتبط :

علت عاشق شدن چیست؟

خوشه چین

 گفتا بصورت، ار چه ز اولاد آدمم‏

لیکن، به مرتبه به همه حال برترم‏

خورشید آسمان ظهورم عجب مدار

ذرات کائنات، اگر گشت مظهرم

اوصاف لا یزال ز من گشت آشکار

بنگر بمن، که آینه ذات انورم

فى ‏الجمله مظهر همه اسماست ذات من

بل اسم اعظمم به حقیقت چو بنگرم‏

خوشه چین

این شعر«ها علی بشر کیف بشر»  واقعاً شعر عجیب ، زیبا و دلنشین و پر معنایی است. این شعر مال ملامهر علی تبریزی متخلص به فدوی است. اهل تبریز بوده و خیلی طبعش لطیف است و اشعار زیادی هم دارد؛ مخصوصاً این شعر که در تاریخ مدیحه سرایی آقا امیرالمومنین(علیه السلام) ماندگار شده است:

ها علی بشر کیف بشر

ربه فیه تجلی وظهر

هو و المبدأ شمس و ضیاء

هو و الواجب شمس و قمر

اذن الله و عین الباری

یا له صاحب سمع و بصر

عله الکون و لولاه لما

کان للعالم عین و أثر

فلک فی فلک فیه نجوم

صدف فی صدف فیه درر

جنس الأجناس علی وبنوه

نوع الأنواع إلی حادی عشر

خوشه چین

منزلگه آن یار اگر خانه من بود

فردوس برین گوشه کاشانه من بود

شاهان جهان را نشدی هیچ میسر

آن گنج مرادی که به ویرانه من بود

هر گوشه چشمی که نمود آن شه خوبان

تیری به دل خسته دیوانه من بود

گرسوخت مرا جلوه دیدار عجب نیست

کان شمع مراد دل دیوانه من بود

هر ناحیه شد جلوه گر از حسن نگاری

از پرتو آن دلبر جانانه من بود

گر هوش مرا برد لبش روح و روان داد

کان آب حیات و می و میخانه من بود

برد آن خم ابرو، ز کنشتم سوی محراب 

در بی خبری دید که بتخانه من بود

لطف ازلی گفت که ای فانی محروم 

آزادیت از پند حکیمانه من بود


خوشه چین

در کفت دارم دلی خوارش بکن، زارش بکن

تا توانی روز و شب پیوسته آزارش بکن، زارش بکن

بر شکنج جلوه گیسو به زنجیرش ببند

در هوای نرگس جادو گرفتارش بکن

گر نمی‌باشد سزای بندگی بهر فروش

در کف برده‌فروشان سوی بازارش بکن

وعده وصلش بده اما بکن با او خلاف

هرچه می‌دانی دروغ و عشوه در کارش بکن

بنده‌ای بخشیدمت، گر ناپسند آید ترا

یا بزن یا بند کن، یا بر سر دارش بکن

چون ستمکش بندگان نزد ستمگر خواجه‌گان

خسته و بشکسته و بی قدر و مقدارش بکن

شاعر:

عالم ربانی میرزا حبیب خراسانی
خوشه چین