کشکولک من

یک نکته از هزاران: نکته نکته هایی از این طرف و آن طرف

یک نکته از هزاران: نکته نکته هایی از این طرف و آن طرف

کشکولک من

هر اولی را پایانی است
مهم این است که چگونه آغازت را به پایان برسانی
اگر با هوالاول و الاخر ،در ظاهر و باطنت همراه باشی
امید عاقبت به خیری در تو میباشد
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
بحق محمد و آله الطاهرین

این یک کُشَیکَل میباشد (یعنی مُصغَّر کشکول یا تو بگو همان کشکولک)
یکی از سنت های علمای گذشته ما نوشتن کشکول بوده است
که شاید معروفترین آن ها کشکول جناب شیخ بهایی علیه الرحمه است
در کشکول بیشتر سخنان و نکات زیبایی که از این طرف و آن طرف به دست می آمده نوشته می شده است
و کمتر در آن ها نوشته های خود صاحب کشکول وجود دارد
در این کشکولک هم سعی بر آن است که نوشته های بنده حتی الامکان وجود نداشته باشد
و نوشته های خود را در وبلاگی دیگر بارگذاری خواهم کرد

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
خوشه چین

خدا بهجت عارفان را غریق رحمت کند که می فرمود:

 

ما اجیر هستیم ،

مزدمان را خیلی وقت است که به ما داده اند

مزد : ولایت اهل بیت است

و تا آخر عمر هم خودمان را وقف شان کنیم ، می ارزد .

 

خادم ارباب کیست؟ / صفحه 34

خوشه چین

از صحنه های دلخراش تشنگی امام و اصحاب در کربلا این است که

چون نامه اخیر ابن زیاد عصر تاسوعا به کربلا رسید ،

شمر ملعون وارد خیمه عمر سعد شد تا صحنه گفتگو را به جنگ ویرانگر برگرداند ؛

ولی در آن هنگام عمر سعد در خیمه نبود ، بلکه در شریعه فرات شنا می کرد ،

 

در حالی که به گفته محتشم کاشانی :

 

زان کشتگان هنوز به عیّوق می رسد

فریاد العطش ز بیایان کربلا (1)

 

... از عصر هفتم آب در کربلا جیره بندی شد

 

آن طرف در آب شنا می کنند

این طرف ماهی حسین از بی آبی به تلظی افتاده

امان از تلظی علی اصغر ...

 

(1) کوثر کربلا صفحه 237

آیت الله جوادی آملی

خوشه چین

 دیروز بعد از چند ماهی دوباره توفیق زیارت شهید حججی رحمت الله علیه دست داد

جای همگی خالی مخصوصا اونایی که تا حالا نتونستند برند

این شعر هم به عنوان سوغات زیارت...

 

تصور کن تو در سنگر، وَ داعش در کمین باشد
تصور کن جهانت شکل یک میدان مین باشد

تصور کن بیفتی دست داعش، تازه در دستت
عقیق سرخ باشد، «یاعلی» نقش نگین باشد

خوشه چین

بعضى مواقع در عصر روزهاى جمعه احساس کسالت و افسردگى مى‏ کنید

زیرا در عصرهاى جمعه از یک طرف راه انس با عالم غیب بیشتر فراهم است و روح ما آن را احساس مى ‏کند

و از طرف دیگر از آن غافلیم و خود را مشغول زندگى دنیایى کرده ‏ایم. به طورى که روح از یک طرف احساس مى‏ کند باید در عالم دیگرى به سر ببرد و دلش در حال و هواى آنجاست ولى از طرف دیگر ما آن را مشغول بازى‏هاى دنیایى کرده ‏ایم و در نتیجه از جاى اصلى ‏اش که حضور در عالم غیب است محروم شده است.

خوشه چین

ای پیک راستان خبر یار ما بگو

احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان خلوت انسیم غم مخور

با یار آشنا سخن آشنا بگو

برهم چو می‌زد آن سر زلفین مشکبار

با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو

هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست

گو این سخن معاینه در چشم ما بگو

آن کس که منع ما ز خرابات می‌کند

گو در حضور پیر من این ماجرا بگو

گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود

بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو

هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر

شاهانه ماجرای گناه گدا بگو

بر این فقیر نامه آن محتشم بخوان

با این گدا حکایت آن پادشا بگو

جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک می‌فشاند

بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا بگو

جان پرور است قصهٔ ارباب معرفت

رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو

حافظ گرت به مجلس او راه می‌دهند

می نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو

خوشه چین

زمان و عمر هر کسی از حیطه نفس او بیرون نیست و عمر حقیقی انسان را نباید با دفعات گردش زمین به دور خورشید محاسبه کرد. این عمر بیرونی برای ثبت در شناسنامه به کار می آید. عمر مفیدی که خدا به آن سوگند یاد می کند: (لعمرک إنّهم لفی سکرتهم یعمهون) همان مقدار سیر و سلوک درونی اوست.
بنابراین ممکن است انسان در شناسنامه پنجاه یا هشتاد سال عمر داشته باشد ولی در سیر و سلوک هنوز کودک باشد. پس کودکان هفتاد ساله، سالمندانی هستند که از رشد عقلی برخوردار نبوده اند، چنان که سالمندانِ کودک همان خردسالانی هستند که کار کلان کرده و یک شبه ره صدساله را طی نموده اند.


آیت الله جوادی آملی

توحید در قرآن صفحه 159

خوشه چین