کشکولک من

یک نکته از هزاران: نکته نکته هایی از این طرف و آن طرف

یک نکته از هزاران: نکته نکته هایی از این طرف و آن طرف

کشکولک من

هر اولی را پایانی است
مهم این است که چگونه آغازت را به پایان برسانی
اگر با هوالاول و الاخر ،در ظاهر و باطنت همراه باشی
امید عاقبت به خیری در تو میباشد
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
بحق محمد و آله الطاهرین

این یک کُشَیکَل میباشد (یعنی مُصغَّر کشکول یا تو بگو همان کشکولک)
یکی از سنت های علمای گذشته ما نوشتن کشکول بوده است
که شاید معروفترین آن ها کشکول جناب شیخ بهایی علیه الرحمه است
در کشکول بیشتر سخنان و نکات زیبایی که از این طرف و آن طرف به دست می آمده نوشته می شده است
و کمتر در آن ها نوشته های خود صاحب کشکول وجود دارد
در این کشکولک هم سعی بر آن است که نوشته های بنده حتی الامکان وجود نداشته باشد
و نوشته های خود را در وبلاگی دیگر بارگذاری خواهم کرد

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گریه» ثبت شده است

حضرت آیت الله العظمی بهجت رحمت الله علیه:

فردای قیامت که هیچ چیز را از انسان نمی خرند اشک بر سید الشهدا علیه السلام را مثل دانه دُرّی نقد می کنند

کتاب رحمت واسعه ص271

خوشه چین

اشک برای شهید شوق شهادت در انسان ایجاد میکند
چون اشک رنگ آن کسی را می گیرد که برای او ریخته می شود
و اگر کسی برای شهید اشک ریخت طعم شهادت در جان او گواراست


📖حماسه و عرفان ص113
🖊آیت الله جوادی آملی

📚کانال از لابلای کتابها
@az_ketabha

خوشه چین

خوشه چین

بازهم دلم و علقه به امام رضا علیه السلام
که ایران اسلامی با تمام وسعتش صحن پر از نور حرمش می باشد

این بار هم پاره نوشته ای دیگر

البته همراه با دو تذکر:
1- این کلمات از عنایات آن سلطان عالم به حقیرترین بندگان خویش است
2- معترفم به این که این کلمات معراست به جای شعر به تعبیر آن روح خدایی که مست از خم می ولایت علوی و رضوی بود :


شاعر اگر سعدی شیرازی است

بافته های من و تو بازی است



گریه ای کرده ام امشب...
و شدم راهی آن شهر عزیز
و چه شهری است که می آید از آن
بوی آن دلبر و دلدار
همان دلبر و دلدار که شدم مست و خرابش
شده ام محو جمالش
چه جمالی!
که ببردست دل از یوسف کنعان
و نبرید به جای ترنجش ید خود را
بلکه بریده عوض دست ترنج دل خود را
و در حیرت است از آن حسن و کمال و شرف و هیبت و ...
و در پیش جمالش فرو رفته به خجلت ز جمالش
و گوید به ضمیرش :
که هزار یوسف کنعان همه از بهر رضا خادم و دربان
و در حرم یوسف زهرا بباید که کنند خاک کف صحن و سرایش کحل بصرها
...
گریه ای کرده ام امشب
و شدم راهی مشهد...

(5تیر90-ماه مبارک رجب قبل از زیارت رجبیه)
خوشه چین


اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است، بلکه طبق این روایت در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است. برپایهٴ این روایت، همان گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثهٴ کربلا نیز ستون ولایت است. 
به دیگر سخن، براساس فرمودهٴ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): عصارهٴ رسالت نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) قرآن و عترت است؛ «إنی تارک فیکم الثقلین... کتاب الله و... عترتی أهل بیتی». عصارهٴ کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است و عصارهٴ عترت نیز ستونش زیارت اربعین است که این دو ستون در روایت امام عسکری (علیه السلام) در کنار هم ذکر شده است؛ امّا مهمّ آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین می کنند. 
کتاب شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی،حضرت علامه جوادی آملی

خوشه چین

...نه پندارید که گریه مستحب است و مستحبات را نباید متوجه شد ، که عزاداری شعائر امامت است و ملحق به اصول دین ، مانند اذان که همه طوایف اسلام گفتند . اگر از مردم شهر اسلامی بانگ اذان شنیده نشود امام به آن مردم قتال کند تا صدا به اذان بلند کنند ، با آن که اذان مستحب است ، اما از شعائر نبوت است . 

پس دوستان فریب دشمنان نخورده و دست از ولای این خاندان برندارند و مؤمن را خردمند باید بود.

ملاحده و زنادقه و پیروان آنان در این باب وسوسه می کنند و شبهه می افکنند و میان مردم منتشر می سازند و بدین وسیله می خواهند رسم عزاداری را از میان شیعیان براندازند و کسی یاد خاندان رسول نکند و احکام دین نسخ گردد ... هیهات


علامه شعرانی رحمه الله

دمع السجوم (ترجمه نفس المهوم) صفحه27


خوشه چین

ممکن است برای بعضی این توهم پیش آید که برای یک قطره اشک چطور میشود این همه آثار عظیم مترتب شود؟!

یک قطره آب شور که این همه اهمیت ندارد!

منشاء اشکال و شبهه در این است که آنها خیال می کنند این اجرها مستقیما برای این قطره اشک است! غافل از این که مزد امام حسین علیه السلام است؛ این ها اجر اشک تو نیست ، بلکه اجر خون ابی عبدالله علیه السلام است؛ هرچه بیشتر ازاین هم عطا شود باز در مقابل عمل امام حسین علیه السلام چیزی نیست.


منبع: کتاب سیدالشهداء/76

اثر شهیدمحراب آیت الله دستغیب

خوشه چین

ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدمند

سوختگان غمت ، با غم دل خرمند


هر که غمت را خرید ، عشرت عالم فروخت

با خبران غمت بی خبر از عالمند


در شکن طرّه ات بسته دل عالمی است

و آن همه دلبستگان ، عقده گشای همند


کرمانی

خوشه چین